به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»محسن براسود : ایران یکی از بزرگترین قربانیان ترور در بین کشورهای جهان است که آماری بیش از ۱۷هزار شهید در اثر
اقدامات تروریستی در ایران ثبت شده است.
پشت پرده دیدار مایک پنس با اعضای گروهک تروریستی منافقین
مایک پنس» (پنجشنبه) 2تیرماه در نشست «ایران آزاد» گروه تروریستی مجاهدین خلق در آلبانی شرکت کرد و با «مریم رجوی» سرکرده منافقین هم دیدار داشت.
پنس در سفر به آلبانی از مقر یک گروه ضد ایرانی بازدید کرد، گروهی که مورد حمایت تعدادی از مقامات دوره ترامپ از جمله «مایک پمپئو» وزیر خارجه سابق آمریکا است.
او سال گذشته در یک رویداد این گروه تروریستی سخنرانی کرده و درباره خطرات ضعف غرب نسبت به تهران هشدار داده بود.

این در حالی است که ماه گذشته «سعودی لیکس» به نقل از مؤسسه مطالعات بینالمللی «کوئینسی» رسوایی جدیدی را از همکاری عربستان، امارات و بحرین و منافقین فاش کرد و نوشت این گروه تروریستی با لابی و ایجاد کمپینهایی در آمریکا، مانع از خروج سپاه پاسدران از فهرست سازمانهای به اصطلاح تروریستی میشود.
سعودی لیکس در گزارش خود به نقش گروهک تروریستی منافقین اشاره کرد و نوشت که ارتشی متشکل از مزدوران منافقین، امارات، عربستان و بحرین به همراه اعضای کنگره و اتاق فکرهای آمریکا برای مقابله و فشار سیاسی علیه سپاه پاسداران سازماندهی شدهاند و خبرگزاریها و شرکتهای مخابراتی را تحت فشار قرار داده تا گزارشها و اسنادی دروغین را در محکومیت سپاه پاسداران ایران منتشر کنند.
از طرفی آذرماه سال گذشته روزنامه آلبانیایی اگزیت با انتشار اسنادی رسمی اعلام کرد که یک گروه از اعضای گروهک منافقین که از سال ۲۰۱۳ به آلبانی پناهنده شدند، به اتهام قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و پولوشویی دستگیر شدند.
.jpg)
گروهک منافقین، یک گروه تروریستی است، اما آنها اکنون از حمایت گسترده اروپا و آمریکا برخوردار هستند.
سازمان منافقین از خرداد سال ۶۰ با اعلام حرکت مسلحانه، شروع به ترورهای سازمان یافته در ایران کرد. همزمان با این عملیاتهای تروریستی «صدام حسین» دیکتاتور سابق عراق که به خاک کشورمان تجاوز کرده بود امید تازهای برای درهم شکستن مقاومت مردم ایران یافته و همکاریهای منافقین با صدام برای حمله جانانه به ایران و از بین حاکمیت آن شروع شد.
این سازمان بارها در طول جنگ به مردم ایران خیانت کرده که البته متحمل شکستهای سختی نیز شد. اگرچه این سازمان دیگر توانی مانند گذشته ندارد، اما تلاش میکند با جذب بودجه از برخی کشورها و انجام برخی اقداماتِ تروریستی، خود را فعال نگه دارد.
وحالاجنایت های ملکه ترور(مریم رجوی) و گروهک منافقین رابشناسید
ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در جهان
تروریسم هزاران تن از مردم بیگناه کشورمان را بعد از انقلاب به خاک و خون کشید و ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در بین کشورهای جهان است. بعد از انقلاب ۳۵ گروهک تروریستی در کشور فعالیت داشتند که منجر به بشهادت رساندن بیش از ۱۷ هزار نفر از مردم بیگناه کشورمان شدند. شاخصترین این تروریستها سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بودند.
برخی از این ترورها کاملاً هدفمند و به منظور ضعیفتر کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود و بخش زیادی از آن نیز کور بوده و مردم عادی کوچه و خیابان قربانی آن میشدند. شاید بتوان ترورها را به سه گروه تقسیم کرد اول شخصیتهای کلیدی نظام مانند آیت الله سیدمحمد بهشتی، شهید محمدعلی رجایی و آیت الله مرتضی مطهری، دوم شخصیتهای شناخته شده، ولی رده پایینتر مانند شهدای محراب و ائمه جمعه نقاط مختلف کشور و سوم ترورهای کور و کشتار عموم مردم بیگناه.
نهال تازه سربرآورده انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدای شکل گیری و به ثمر نشستن، حوادث و وقایع متعددی را از سرگذراند. از نفوذ خائنان، لیبرالها و ملیگراها به مناصب حساس و تصمیم گیرنده کشور و خنجر زدن به ایران از پشت گرفته تا قائله اقوام، حمله صدام، نقشه کودتا، حمله نافرجام آمریکا از صحرای طبس، تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و غیره.

یکی از این وقایع تلخ ترورهایی بود که تنها چند ماه بعد از انقلاب آغاز شد و در حالی که صدام با حمایت کشورهای عربی و البته سایر کشورهای جهان به ویژه آمریکا و کشورهای اروپایی قصد تصرف ایران را داشت و همه مرزهای شمال غرب، غرب و جنوب غرب کشور درگیر جنگ با صدام بود، از داخل کشور را ناامن کرده بود.
شاه رفته بود، ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی به پایان رسیده بود، ظلم به تودههای مردم توسط حکام، خوانین و مسئولان تقریباً تمام شده بود، اما ترور و به شهادت رساندن مردم، دامن کشور را رها نمیکرد. آن هم توسط انسانهایی که ادعای مسلمان بودن داشتند، اما با تفکری کاملاً انحرافی و یا شاید تنها نمایشی از مسلمانی، دست به کشتار مردم میزدند.
ترور مسئولان کشور در سالهای ابتدایی انقلاب و ناامنی داخلی همزمان با جنگ صدام
یکی از کارشناسان سازمان اطلاعات سپاه در مورد این ترورها گفته است سازمان مجاهدین در تابستان ۱۳۶۰ حدود ۳۰ هزار نیروی مسلح داشت. مهمترین ترورهای بعد از انقلاب از قرار زیر است:

۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ اولین ترور بعد از پیروزی انقلاب رقم خورد و طی آن سپهبد محمد، ولی قرنی، رئیس ستاد کل ارتش، توسط گروهک فرقان در حیاط منزلش به شهادت رسید. وی پیش از انقلاب مدت زیادی به دلیل فعالیتهای انقلابی خود به زندان افتاد و پس از پیروزی انقلاب با حکم امام خمینی -رحمة الله علیه- به عنوان اولین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.
سپهبد قرنی بلافاصله بعد از این انتصاب جمعی از افسران انقلابی ارتش را برای اداره امور ارتش گردهم آورد و منش اخلاقی این امیر انقلابی ارتش به گونهای بود که مانع از نفوذ جاسوسان و منافقان به داخل بدنه ارتش شد که به همین سبب بذر کینه از او در دل منافقین رشد کرد. وی نقش مؤثری در کنترل قائله کردستان داشت و به سبب مواضع و عملکرد انقلابی خود بسیار مورد بیمهری و آزار نیروهای چپ انقلاب مانند مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت، قرار داشت.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ استاد مرتضی مطهری فریمانی در تاریکی شب و هنگام خروج از جلسهای در منزل یدالله سحابی با گروهی از رجال سیاسی انقلابی، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه درگذشت.
شهید مطهری متفکر و نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان علامه طباطبایی و امام راحل بود که فردی تأثیرگذار بر انقلاب و از رهبران فکری انقلاب بود که رهبر معظم انقلاب درباره ایشان فرمودهاند «کمتر کسی و کمتر اندیشمندی را مانند استاد شهید مطهری میتوان یافت که با این ظرفیت فکری و روحی مشغول به کار باشد. هر سخنرانیِ این شهید عزیز را میتوان یک کار تخصصی و پرمایه دانست؛ لذا شایسته است بر روی مبانی فکری و خط فلسفی ایشان کارهای زیادی بشود. آثار استاد شهید مطهری مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است.»

۴ شهریور ۱۳۵۸ حاج مهدی عراقی از مبارزان پیشکسوت انقلاب و بازمانده گروه فدائیان اسلام که مسئول بیت امام، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو شورای مرکزی بنیاد مستضعفان و سرپرست روزنامه کیهان بود به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.
رهبر معظم انقلاب این شهید والامقام را این گونه توصیف فرمودند: «شهید عراقی، پیشکسوت انقلاب، سرباز قدیمی امام و اسلام و فرزند جوان عزیز فداکار او، حسام عراقی. شهید عراقی را در دو سه جمله کوتاه به یاد شما بیاورم. یکی از آن چهرههایی که برای انقلاب و اسلام میسوخت؛ جوانیش را در راه خدا داد؛ از لذتهای جوانی گذشت؛ با زندانها، سختگیریها و شدت عمل وحشیانه آن رژیم، سینه به سینه مقاومت کرد؛ همسرش و فرزندان کوچک و خردسالش را تحت کفالت خدا و به امید خدا رها کرد و مثل سرباز شجاعی در دل دریای دشمن، خودش را غرق کرد و سیزده سال بعد، آمد بیرون؛ یک چنین انسان فداکار.»
۲۷ آذر ۱۳۵۸ آیت الله دکتر محمد مفتح نویسنده، متفکر و از مبارزان پیش از انقلاب بود که در راستای روشنگری نسبت به توطئههای دشمن و همچنین خنثی سازی توطئه جدایی حوزه از دانشگاه تلاش میکرد که هنگام ورود به دانشگاه به ضرب گلوله گروهک فرقان به شهادت نائل آمد.

وی که محضر علمای بزرگی همچون علامه سید محمدحسین طباطبایی، امام خمینی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی و ... را درک کرده بود، برای اصلاح دروس حوزه تلاش میکرد و از جمله ارائه دهندگان طرح تشکیل کمیته انقلاباسلامی برای حقاظت از دستاوردهای انقلاب بود.
اعلام آغاز مبارزه مسلحانه منافقین و به آشوب کشیدن شهرهای کشور با اقدامات تروریستی/ دهه ۶۰ خونین انقلاب
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری بعد از احراز خیانتهای وی با رأی عدم کفایت مجلس و حکم امام راحل، منافقین اعضای سازمان مجاهدین با اعلام رسمی مبارزه مسلحانه با حکومت، خیابانهای تهران و برخی شهرهای مهم کشور را به آشوب کشیدند و طی دو روز خسارات فراوانی را به جان و مال مردم وارد کردند.

۶ تیر ۱۳۶۰ یعنی هفت روز بعد از اعلام رسمی مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین، توسط این گروه با همکاری گروهک فرقان به جان آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع، در حین سخنرانی ایشان در مسجد ابوذر از طریق انفجار بمبی که در رادیویی در مقابل آیت الله خامنهای کار گذاشته شده بود سوءقصد شد که منجر به جانبازی رهبر انقلاب شد.
۷ تیر ۱۳۶۰ یعنی روز بعد از سوءقصد به جان آیت الله خامنهای، واقعه دلخراشی رقم خورد و منافقان کوردل با انفجار دو بمب قوی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی محله سرچشمه تهران که منجر به فروریختن این ساختمان شد آیت الله دکتر محمد بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، و ۷۲ تن از یاران امام را به شهادت رساندند.

در این حادثه چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
شهید بهشتی از مبارزان پیش از انقلاب و متفکران حوزه و دانشگاه و از شخصیتهای کلیدی انقلاب بود. وی مؤسس جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی بوده و تلاشهای بسیاری در راستای نشر انقلاب و اسلام ناب به جهان داشت.

۱۴ مرداد ۱۳۶۰ دکتر حسن آیت، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی که نقش مهمی در تدوین اصول قانون اساسی و الحاق اصل ولایت فقیه به آن داشت و به گفتهای طراح سقوط ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، بود در مرکز تهران در مسیر رفتن به مجلس توسط عدهای ناشناس ترور شد.
دکتر آیت در نطقهای خود و یادداشتهایی که مینوشت میکوشید رابطه بنیصدر با منافقین را عیان کند. یکی از کسانی که نقش مهمی در برملا شدن چهره اصلی بنیصدر ایفا کرد این شهید بزرگوار بود.
شهید آیت که میرحسین موسوی را گزینه مناسبی برای تصدی وزارت امور خارجه نمیدانست، در یکی از جلسات مجلس، به انتقاد از کابینه معرفی شده پرداخت و اعلام کرد که اسنادی از ارتباط موسوی با فراماسونری در اختیار دارد و در جلسه بعدی مجلس آنها را در اختیار نمایندگان خواهد گذاشت. اسنادی که قرار بود شهید آیت در مجلس ارائه کند بعد از شهادت ایشان مفقود شد.
۸ شهریور ۱۳۶۰ دو ماه پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، در یک اقدام تروریستی دیگر با بمب گذاری اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جلسه شورای امنیت کشور در دفتر نخست وزیری در خیابان پاستور، محمدعلی رجایی، رئیس جمهور، و محمد جواد باهنر، نخست وزیر، و چند تن دیگر از مسئولان کشور به شهادت رسیده و بیش از ۲۰ نفر مجروح شدند.

محمدعلی رجایی از مسئولان محبوب جمهوری اسلامی ایران در میان مردم دانسته شده است که مردمی بودن، تأکید بر سادهزیستی مسئولان، اهمیت به عدالت اجتماعی، توجه به محرومان و حفظ بیت المال از ویژگیهای این مبارز قبل از انقلاب بود که ولایت فقیه را جوهره انقلاب اسلامی میدانست و برای برقراری عدالت اسلامی، معتقد به پیاده کردن اقتصاد اسلامی بود.
شهید آیت الله دکتر باهنر از شاگردان آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی بود که توسط امام راحل برای تشکیل هسته اولیه شورای انقلاب انتخاب شده بود و پس از شهادت دکتر بهشتی، دبیر حزب جمهوری اسلامی را برعهده داشت.
شهید باهنر همچنین عضو ستاد انقلاب فرهنگی و نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان بود و صاحب آثار مکتوب متعددی از جمله کتب درسی تعلیمات دینی است.

ایران یکی از بزرگترین قربانیان ترور در بین کشورهای جهان است که آماری بیش از ۱۷ هزار شهید در اثر اقدامات تروریستی در ایران ثبت شده است. تروریسم در ایران توسط رضاخان آغاز شده، با پهلوی دوم تداوم پیدا کرد و بعد از انقلاب توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و سایر گروهکهای تروریستی سالهای خونینی برای کشور رقم زد.
هشتم شهریور به نام روز مبارزه با تروریسم نامگذاری شده است. روزی که مصادف است با سالروز ترور رئیس جمهور و نخست وزیر کشورمان در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی یعنی شهیدان محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر.
*ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در جهان
تروریسم هزاران تن از مردم بیگناه کشورمان را بعد از انقلاب به خاک و خون کشید و ایران یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم در بین کشورهای جهان است. بعد از انقلاب ۳۵ گروهک تروریستی در کشور فعالیت داشتند که منجر به بشهادت رساندن بیش از ۱۷ هزار نفر از مردم بیگناه کشورمان شدند. شاخصترین این تروریستها سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بودند.
برخی از این ترورها کاملاً هدفمند و به منظور ضعیفتر کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود و بخش زیادی از آن نیز کور بوده و مردم عادی کوچه و خیابان قربانی آن میشدند. شاید بتوان ترورها را به سه گروه تقسیم کرد اول شخصیتهای کلیدی نظام مانند آیت الله سیدمحمد بهشتی، شهید محمدعلی رجایی و آیت الله مرتضی مطهری، دوم شخصیتهای شناخته شده، ولی رده پایینتر مانند شهدای محراب و ائمه جمعه نقاط مختلف کشور و سوم ترورهای کور و کشتار عموم مردم بیگناه.

نهال تازه سربرآورده انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدای شکل گیری و به ثمر نشستن، حوادث و وقایع متعددی را از سرگذراند. از نفوذ خائنان، لیبرالها و ملیگراها به مناصب حساس و تصمیم گیرنده کشور و خنجر زدن به ایران از پشت گرفته تا قائله اقوام، حمله صدام، نقشه کودتا، حمله نافرجام آمریکا از صحرای طبس، تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و غیره.
یکی از این وقایع تلخ ترورهایی بود که تنها چند ماه بعد از انقلاب آغاز شد و در حالی که صدام با حمایت کشورهای عربی و البته سایر کشورهای جهان به ویژه آمریکا و کشورهای اروپایی قصد تصرف ایران را داشت و همه مرزهای شمال غرب، غرب و جنوب غرب کشور درگیر جنگ با صدام بود، از داخل کشور را ناامن کرده بود.
شاه رفته بود، ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی به پایان رسیده بود، ظلم به تودههای مردم توسط حکام، خوانین و مسئولان تقریباً تمام شده بود، اما ترور و به شهادت رساندن مردم، دامن کشور را رها نمیکرد. آن هم توسط انسانهایی که ادعای مسلمان بودن داشتند، اما با تفکری کاملاً انحرافی و یا شاید تنها نمایشی از مسلمانی، دست به کشتار مردم میزدند.
*ترور مسئولان کشور در سالهای ابتدایی انقلاب و ناامنی داخلی همزمان با جنگ صدام
یکی از کارشناسان سازمان اطلاعات سپاه در مورد این ترورها گفته است سازمان مجاهدین در تابستان ۱۳۶۰ حدود ۳۰ هزار نیروی مسلح داشت. مهمترین ترورهای بعد از انقلاب از قرار زیر است:
۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ اولین ترور بعد از پیروزی انقلاب رقم خورد و طی آن سپهبد محمد، ولی قرنی، رئیس ستاد کل ارتش، توسط گروهک فرقان در حیاط منزلش به شهادت رسید. وی پیش از انقلاب مدت زیادی به دلیل فعالیتهای انقلابی خود به زندان افتاد و پس از پیروزی انقلاب با حکم امام خمینی -رحمة الله علیه- به عنوان اولین فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.

سپهبد قرنی بلافاصله بعد از این انتصاب جمعی از افسران انقلابی ارتش را برای اداره امور ارتش گردهم آورد و منش اخلاقی این امیر انقلابی ارتش به گونهای بود که مانع از نفوذ جاسوسان و منافقان به داخل بدنه ارتش شد که به همین سبب بذر کینه از او در دل منافقین رشد کرد. وی نقش مؤثری در کنترل قائله کردستان داشت و به سبب مواضع و عملکرد انقلابی خود بسیار مورد بیمهری و آزار نیروهای چپ انقلاب مانند مهدی بازرگان، نخست وزیر وقت، قرار داشت.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ استاد مرتضی مطهری فریمانی در تاریکی شب و هنگام خروج از جلسهای در منزل یدالله سحابی با گروهی از رجال سیاسی انقلابی، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان طرفه درگذشت.
شهید مطهری متفکر و نویسنده و استاد حوزه و دانشگاه و از شاگردان علامه طباطبایی و امام راحل بود که فردی تأثیرگذار بر انقلاب و از رهبران فکری انقلاب بود که رهبر معظم انقلاب درباره ایشان فرمودهاند «کمتر کسی و کمتر اندیشمندی را مانند استاد شهید مطهری میتوان یافت که با این ظرفیت فکری و روحی مشغول به کار باشد. هر سخنرانیِ این شهید عزیز را میتوان یک کار تخصصی و پرمایه دانست؛ لذا شایسته است بر روی مبانی فکری و خط فلسفی ایشان کارهای زیادی بشود. آثار استاد شهید مطهری مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است.»
۴ شهریور ۱۳۵۸ حاج مهدی عراقی از مبارزان پیشکسوت انقلاب و بازمانده گروه فدائیان اسلام که مسئول بیت امام، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو شورای مرکزی بنیاد مستضعفان و سرپرست روزنامه کیهان بود به دست گروهک فرقان به شهادت رسید.

رهبر معظم انقلاب این شهید والامقام را این گونه توصیف فرمودند: «شهید عراقی، پیشکسوت انقلاب، سرباز قدیمی امام و اسلام و فرزند جوان عزیز فداکار او، حسام عراقی. شهید عراقی را در دو سه جمله کوتاه به یاد شما بیاورم. یکی از آن چهرههایی که برای انقلاب و اسلام میسوخت؛ جوانیش را در راه خدا داد؛ از لذتهای جوانی گذشت؛ با زندانها، سختگیریها و شدت عمل وحشیانه آن رژیم، سینه به سینه مقاومت کرد؛ همسرش و فرزندان کوچک و خردسالش را تحت کفالت خدا و به امید خدا رها کرد و مثل سرباز شجاعی در دل دریای دشمن، خودش را غرق کرد و سیزده سال بعد، آمد بیرون؛ یک چنین انسان فداکار.»
۲۷ آذر ۱۳۵۸ آیت الله دکتر محمد مفتح نویسنده، متفکر و از مبارزان پیش از انقلاب بود که در راستای روشنگری نسبت به توطئههای دشمن و همچنین خنثی سازی توطئه جدایی حوزه از دانشگاه تلاش میکرد که هنگام ورود به دانشگاه به ضرب گلوله گروهک فرقان به شهادت نائل آمد.
وی که محضر علمای بزرگی همچون علامه سید محمدحسین طباطبایی، امام خمینی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی و ... را درک کرده بود، برای اصلاح دروس حوزه تلاش میکرد و از جمله ارائه دهندگان طرح تشکیل کمیته انقلاباسلامی برای حقاظت از دستاوردهای انقلاب بود.
*اعلام آغاز مبارزه مسلحانه منافقین و به آشوب کشیدن شهرهای کشور با اقدامات تروریستی/ دهه ۶۰ خونین انقلاب
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری بعد از احراز خیانتهای وی با رأی عدم کفایت مجلس و حکم امام راحل، منافقین اعضای سازمان مجاهدین با اعلام رسمی مبارزه مسلحانه با حکومت، خیابانهای تهران و برخی شهرهای مهم کشور را به آشوب کشیدند و طی دو روز خسارات فراوانی را به جان و مال مردم وارد کردند.
۶ تیر ۱۳۶۰ یعنی هفت روز بعد از اعلام رسمی مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین، توسط این گروه با همکاری گروهک فرقان به جان آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع، در حین سخنرانی ایشان در مسجد ابوذر از طریق انفجار بمبی که در رادیویی در مقابل آیت الله خامنهای کار گذاشته شده بود سوءقصد شد که منجر به جانبازی رهبر انقلاب شد.
۷ تیر ۱۳۶۰ یعنی روز بعد از سوءقصد به جان آیت الله خامنهای، واقعه دلخراشی رقم خورد و منافقان کوردل با انفجار دو بمب قوی در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در نزدیکی محله سرچشمه تهران که منجر به فروریختن این ساختمان شد آیت الله دکتر محمد بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور، و ۷۲ تن از یاران امام را به شهادت رساندند.
در این حادثه چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
شهید بهشتی از مبارزان پیش از انقلاب و متفکران حوزه و دانشگاه و از شخصیتهای کلیدی انقلاب بود. وی مؤسس جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی بوده و تلاشهای بسیاری در راستای نشر انقلاب و اسلام ناب به جهان داشت.

۱۴ مرداد ۱۳۶۰ دکتر حسن آیت، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی که نقش مهمی در تدوین اصول قانون اساسی و الحاق اصل ولایت فقیه به آن داشت و به گفتهای طراح سقوط ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران، بود در مرکز تهران در مسیر رفتن به مجلس توسط عدهای ناشناس ترور شد.
دکتر آیت در نطقهای خود و یادداشتهایی که مینوشت میکوشید رابطه بنیصدر با منافقین را عیان کند. یکی از کسانی که نقش مهمی در برملا شدن چهره اصلی بنیصدر ایفا کرد این شهید بزرگوار بود.
شهید آیت که میرحسین موسوی را گزینه مناسبی برای تصدی وزارت امور خارجه نمیدانست، در یکی از جلسات مجلس، به انتقاد از کابینه معرفی شده پرداخت و اعلام کرد که اسنادی از ارتباط موسوی با فراماسونری در اختیار دارد و در جلسه بعدی مجلس آنها را در اختیار نمایندگان خواهد گذاشت. اسنادی که قرار بود شهید آیت در مجلس ارائه کند بعد از شهادت ایشان مفقود شد.
۸ شهریور ۱۳۶۰ دو ماه پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، در یک اقدام تروریستی دیگر با بمب گذاری اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در جلسه شورای امنیت کشور در دفتر نخست وزیری در خیابان پاستور، محمدعلی رجایی، رئیس جمهور، و محمد جواد باهنر، نخست وزیر، و چند تن دیگر از مسئولان کشور به شهادت رسیده و بیش از ۲۰ نفر مجروح شدند.
محمدعلی رجایی از مسئولان محبوب جمهوری اسلامی ایران در میان مردم دانسته شده است که مردمی بودن، تأکید بر سادهزیستی مسئولان، اهمیت به عدالت اجتماعی، توجه به محرومان و حفظ بیت المال از ویژگیهای این مبارز قبل از انقلاب بود که ولایت فقیه را جوهره انقلاب اسلامی میدانست و برای برقراری عدالت اسلامی، معتقد به پیاده کردن اقتصاد اسلامی بود.
شهید آیت الله دکتر باهنر از شاگردان آیت الله بروجردی، علامه طباطبایی و امام خمینی بود که توسط امام راحل برای تشکیل هسته اولیه شورای انقلاب انتخاب شده بود و پس از شهادت دکتر بهشتی، دبیر حزب جمهوری اسلامی را برعهده داشت.
شهید باهنر همچنین عضو ستاد انقلاب فرهنگی و نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان بود و صاحب آثار مکتوب متعددی از جمله کتب درسی تعلیمات دینی است.
۱۴ شهریور ۱۳۶۰ آیت الله علی قدوسی، دادستان کل کشور و از بازوهای انقلاب، در حالی که ۸ ماه از شهادت فرزندش «محمدحسن» در عملیات هویزه میگذشت، با بمب گذاری اعضای سازمان مجاهدین خلق در دفتر کار وی در چهار راه قصر تهران به شهادت رسید.
آیت الله جنتی درباره ایشان گفته است: آیت الله قدوسی وقتی متصدی دادستانی کل انقلاب شد که نه ضوابطی بر دادسراها حاکم بود، نه افراد معتمد و وزینی در رأس همه کارها بودند، یعنی موقعی که به اقتضای طبع انقلاب، دادسراها و دادگاهها با فرمان امام (ره) به وجود آمدند، هنوز هیچ قانونی تصویب نشده بود که بتواند در هر مورد راهنمای مسئولین باشد. حتی ضوابط شرعی نیز منقح نبودند و معمولاً اشخاص برحسب تشخیص خود و با توجه به کلیات پذیرفته شده شرعی و قانونی و غالباً با اعمال سلیقه کار میکردند… انتصاب شهید قدوسی به مقام دادستانی کل انقلاب هم بهمنظور پایانبخشیدن به برخی از بیضابطگیها و بینظمیها بود… با آمدن او افراد زیادی تصفیه شدند، دادسرای کل و زندان اوین و بسیاری از دادگاهها دقیقاً کنترل میشدند و تنها، انعطافناپذیری او بود که توانست در مقابل همه جریانها بایستند و گاه یکتنه به جنگ خودمحوریها و توطئههای فردی و جمعی برود.»
۵ مهر ۱۳۶۰ و همزمان با شکست حصر آبادان در جبهههای جنوب، تعداد قابل توجهی هوادار مسلح، از سه نقطه مرکز تهران (پل حافظ ـ طالقانی، میدان، ولی عصر و سهراه جمهوری) با شلیک هوایی و آتشزدن مقداری لاستیک اتومبیل و نیز اتوبوسهای شرکت واحد، راهپیمایی مسلحانه را آغاز کردند. این افراد با شلیک رگبار هوایی و گاه با شلیکهای مستقیم به افراد عبوری یا ساختمانهای مراکز عمومی، بانکها، مغازهها، پاساژها و اتومبیلهایی که افراد با ظاهر مذهبی در آن نشسته بودند خط تظاهرات را پیش میبردند.
۷ مهر ۱۳۶۰ حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمینژاد، دبیر حزب جمهوری اسلامی خراسان و از مبارزان پیش از انقلاب، توسط منافقان کوردل سازمان مجاهدین خلق در بازگشت از کلاس پاسخگویی به سوالات در ساختمان حزب به وسیله نارنجک جنگی به شهادت رسید.
این مجاهد انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان نماینده استان مازندران در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد، در تدوین قانون اساسی و به خصوص در جهت تثبیت اصل ولایت فقیه، زحمات بسیاری کشید و، چون در زندان قبل از انقلاب با انحراف منافقین آشنایی کامل پیدا کرده بود، سعی در روشنگری در این رابطه میکرد.
۳ اسفند ۱۳۶۰ منافقین با انفجار بمبی در میدان عشرت آباد تهران ۱۱ نفر از مردم مظلوم را شهید و ۲۵ نفر را مجروح کردند.
۹ مهر ۱۳۶۱ در کنار مسافرخانه زیبا پارک در میدان امام خمینی و در نزدیکی ساختمان مخابرات منافقین با انفجار بمبی بار دیگر مردم عادی را به خاک و خون کشیدند که ۶۴ تن شهید و ۸۰۰ نفر مجروح شدند.

۱۵ شهریور ۱۳۶۱ بر اثر انفجار بمبی قوی در خیابان خیام تهران توسط گروهک تروریستی منافقین که در اثر انفجار آن گودالی به عمق ۱.۵ متر و وسعت ۲۵ متر ایجاد شد تعدادی از مردم بیگناه و عابران به شهادت رسیدند. در جریان این انفجار، یک اتوبوس دو طبقه که در حال حرکت و مملو از جمعیت بود در آتش سوخت و تمام مسافران آن شهید و مجروح شدند.
۲ شهریور ۱۳۶۳ به واسطه انفجار بمب در میدان راه آهن تهران توسط منافقین ۱۷ تن شهید و۳۰۰ نفر زخمی شدند که دو کودک و هشت زن در شمار شهدا دیده میشدند.
۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در شرایطی که کشور در جنگ تمام عیار با رژیم بعث عراق قرار داشت و دشمن تلاش میکرد مردم را از رفتن به نماز جمعه منع کند چرا که نمازهای جمعه بصیرت افزا و هدایتگر مردم بودند، منافقین در اقدامی هماهنگ با صدام حسین که تهدید کرده بود نماز جمعهها را موشکباران و بمباران خواهد کرد، اقدام به انفجار بمبی در حین ایراد خطبههای نماز جمعه تهران توسط آیت الله سیدعلی خامنهای، امام جمعه تهران و رئیس جمهور وقت، کردند.
این حادثه به شهادت ۱۴ نفر و مجروح شدن ۸۸ نفر انجامید، اما برخلاف آن چه دشمن انتظارش را میکشید به تعطیلی و توقف نماز جمعه منتج نشد و امام خامنهای با صلابت ادامه خطبهها را ایراد فرمودند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۴ انفجار بمبی قوی در خودرویی در ساعت پررفت و آمد خیابان ناصر خسرو تهران توسط منافقین منجر به شهادت ۱۴ نفر و مجروح شدن ۴۰ نفر از مردم عادی کوچه و خیابان شد.
اوج رذالت منافقین با بمب گذاری در حرم رضوی در بین عزاداران روز عاشورا
۳۰ خرداد ۱۳۷۳ مصادف با عاشورای حسینی در حالی که مرقد مطهر هشتمین امام معصوم از جمعیت موج میزند و صدای روضه و نوحه به گوش میرسد صدای مهیب انفجار بمب، فضای روضة منوره رضوی را پر میکند و انفجار سهمگین همه جا را به لرزه در میآورد.
بمب در محلی واقع در قسمت بالا سر مبارک منفجر میشود و بر اثر شدت انفجار، اعضای بدن تعدادی از زائران همچون سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل حتی پشت بام حرم و سقف ضریح مطهر پراکنده میشود، نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوی آغشته میگردد، بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زوار به همراه خون، سطح دیوارهای حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته میگرداند. این بمب گذاری منافقین ۲۷ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی برجای میگذارد.

۱ شهریور ۱۳۷۷ سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شهید اسدالله لاجوردی را در بازار تهران و درحالیکه هیچ سمت دولتی نداشت و محافظتی نیز از ایشان نمیشد، با شلیک مستقیم سلاح کلت در حجرهاش، وی را ترور کرد. بعد از این ترور سازمان مجاهدین خلق در فرانسه در آزادی کامل مسئولیت آن را پذیرفتند.
وی از پیشگامان انقلاب بود که دادستان کل کشور و رئیس سازمان زندانها را بعد از انقلاب برعهده گرفت و به سبب خنثی سازی توطئههای منافقین و روشنگری در مورد ایشان و همچنین برخورد با عوامل نفاق مورد کینه ایشان قرار گرفته بود.
وی از جمله قضات خالصی بود که به توصیه مسئولان در پروندهها توجه نمیکرد و به همین سبب مورد آزار بسیاری از مسئولان از جمله آیت الله منتظری به خاطر عدم توجه به توصیه وی در مورد پرونده سیدمهدی هاشمی قرار گرفت.
سعید حجاریان که نام وی در پرونده نافرجام انفجار دفتر نخستوزیری مطرح است، در مصاحبهای میگوید: لاجوردی به خود من (حجاریان) همواره میگفت که شما از منافقین هم بدتر و خطرناکتر هستید. میگفت رجوی دوراندیش نبود خیلی زود دست خود را رو کرد، اما شما خودتان را برای آینده آماده کردهاید و منتظر فرصت هستید تا شرایط به نفع شما مهیا شود. منظور شهید لاجوردی از منافقین جدید در وصیتنامهاش بچههای مجاهدین انقلاب بوده است و بر این مسئله پافشاری میکرد.
۲۱ فروردین ۱۳۷۸ امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، جانشین ستاد کلی نیروهای مسلح، توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) درب منزلش به ضرب گلوله ترور شد.
وی از مبارزین پیش از انقلاب علیه رژیم منحوس پهلوی در ارتش بود و پس از انقلاب نقش مؤثری در پاکسازی منطقه غرب داشت هرچند به لحاظ تفکر انقلابی خود همواره مورد غضب بنی صدر و اطرافیان وی بود.

۲۴ فروردین ۱۳۸۷ طی بمب گذاری توسط گروهک تروریستی تندر در مراسمی در حسینیه شهدای شیراز متعلق به کانون فرهنگی رهپویان وصال این شهر، ۱۴ نفر کشته و ۲۱۵ نفر مجروح شدند.
سرکرده این گروهک تروریستی تا ۱۲ سال بعد از این حادثه آزادانه در آمریکا زندگی میکرد تا سرانجام توسط سربازان گمنام امام زمان -عجّل الله تعالی فرجه- دستگیر و به مجازات عمل خود رسید.
ترور دانشمندان هستهای توسط موساد و اقدامات تروریستی تکفیریها
۸ آذر ۱۳۸۹ مجید شهریاری، ۲۲ دی ۱۳۸۸ مسعود علیمحمدی، ۱ مرداد ۱۳۹۰ داریوش رضایی نژاد، ۲۱ دی ۱۳۹۰ مصطفی احمدی روشن و رضا قشقایی، دانشمندان انرژی هستهای ایران توسط سازمان جاسوسی موساد اسرائیل به شهادت رسیدند.
۱۷ خرداد ۱۳۹۶ چند تن از اعضای داعش با حمله به ساختمان مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان و به رگبار بستن دفاتر نمایندگان و سالن انتظار عموم، ۱۷ نفر را به شهادت رساندند و ۵۰ نفر را مجروح کردند.
۳۱ شهریور ۱۳۹۷ چند عنصر مسلح گروه الأحوازیه، حاضرین مراسم رژه نیروهای مسلح به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس در اهواز را به رگبار بستند که در جریان این اقدام تروریستی ۲۵ نفر از جمله یک کودک چهار ساله و عدهای غیرنظامی به شهادت رسیدند و ۶۰ نفر زخمی شدند.
در بازه زمانی سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ در شرق کشور گروههای تروریستی شیطانی اقدام به آشوب و اقدامات تروریستی در کشور کردند که گروهک تروریستی جند الله به سرکردگی عبدالمالک ریگی و گروهک تروریستی جیش العدل مهمترین آن بودند.
از به گروگان گرفتن سربازان مرزدار ایرانی گرفته و مسدود کردن جاده و به رگبار بستن مردم عادی در حال عبور و مرور تا بمب گذاری در تجمعات و مساجد که در نتیجه این اقدامات نیز حدود ۳۰۰ نفر از هم وطنانمان از جمله سردار شهید نورعلی شوشتری، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
تصاویر و مستنداتی موجود است که نشان دهنده حمایت مالی و تسلیحاتی این گروهها توسط پایگاههای آمریکایی مستقر در افغانستان است.
۲۴ بهمن ۱۳۹۷ گروهک تروریستی جیش العدل در مسیر خاش به زاهدان با حمله انتحاری به یک دستگاه اتوبوس حامل پاسدارانی که پس از اتمام مأموریت مرزبانی به سمت موطن خود بازمیگشتند ۲۷ پاسدار مرزبان را شهید و ۱۳ تن را زخمی کردند.
ترور بزرگترین شخصیتهای کشور توسط اسرائیل و آمریکا

۱۳ دی ۱۳۹۸ روز سیاهی در تاریخ ایران بود. سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حال عزیمت به مأموریتی در عراق به همراه ابومهدی المهندس، رهبر شبه نظامیان کتائب حزبالله و از فرماندهان میدانی حشد شعبی، توسط پهپاد آمریکایی در فرودگاه بغداد مورد اصابت موشک قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
سه تیم از مأموران دلتا فورس و تعدادی مأمور امنیتی کردستان عراق عملیات شناسایی شهید سلیمانی را برعهده داشتند و تک تیراندازان دلتافورس آمریکا و سه پهپاد مسلح به موشکهای هلفایر در ترور شهید قاسم سلیمانی به کار گرفته شده بودند.
حاج قاسم سلیمانی از جمله قویترین فرماندهان نظامی ایران بود که اقدامات ویژهای در راستای مبارزه با تروریسم در منطقه و تقویت جبهه مقاومت انجام داد. وی که جلو سقوط حکومت سوریه و عراق در مقابل حملات داعش با پشتیبانی آمریکا، اسرائیل و کشورهای دیگری همچون عربستان سعودی و ترکیه را گرفته بود، موفق شده بود قبل از شهادتش داعش را به نقطه پایان خود برساند.
۷ آذر ۱۳۹۹ محسن فخری زاد، معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی (سپند) و دانشمند ارشد وزارت دفاع، توسط موساد ترور شده و به شهادت رسید. این اقدام تروریستی به وسیله تیربار نصب شده بر روی یک خودروی فاقد سرنشین پارک شده در محل عبور خودروی حامی شهید فخری زاده که از راه دور به وسیله ماهواره کنترل میشد با هدف گرفتن چهره وی توسط هوش مصنوعی انجام گرفت.
شهید فخری زاده از تاثیرگذارترین دانشمندان هستهای و صنعت دفاعی ایران و از برجستهترین متخصصان کشور در زمینه اندازهگیری تابشهای هستهای و محاسبات هستهای بود و علاوه بر آن در صنعت دفاعی نیز نوآوریهایی داشت و همچنین فراهم سازی کیت تشخیص کرونا از جمله اقدامات مجموعه تحت نظر وی در وزارت دفاع بود.
نمیتوان از ترور در ایران نام برد و نام گروهکهای تروریستی غرب کشور مانند حزب دموکرات، کوموله و پژاک را نیز به زبان نیاورد که ترور بسیاری از مسئولان از جمله ائمه جمعه اهل سنت مناطق غرب نشین را در کارنامه سیاه خود دارند.
اینها تنها بخشی از اقدامات تروریستی در خاک ایران با حمایت آمریکا و دیگر مستکبران جهان بود و اقداماتی دیگر از جمله ترور شهدای محراب آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی، امام جمعه تبریز در ۱۰ آبان ۱۳۵۸، آیت الله سید اسدالله مدنی، امام جمعه تبریز در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، امام جمعه شیراز در ۲۰ آذر ۱۳۶۰، آیت الله محمد صدوقی، امام جمعه یزد در ۱۱ تیر ۱۳۶۱ و آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه در ۲۳ مهر ۱۳۶۱ توسط کوردلان سازمان مجاهدین خلق را نیز میتوان نام برد.
سابقه ترور در ایران توسط رژیم پهلوی
ایران تن رنجوری از تروریسم از سده قبل دارد. به عنوان مثال در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ میرزاده عشقی، شاعر و روزنامه نگار دوران مشروطه، توسط عمال رضاخان ترور شد و دقیقاً ۱۲ سال بعد همین رضاخان در راستای طرح اسلام زدایی خود قشون قزاق را به سمت مسجد گوهرشاد و محل تحصن اجتماعی مخالف با طرح اسلام زدایی وی، گسیل داد که شهدای این درگیری خونی را بین دو تا پنج هزار نفر عنوان کردهاند.
تروریسم مردم عادی تنها منحصر به پهلوی پدر نبود و در زمان پهلوی پسر نیز در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ یعنی چند ماه قبل از وقوع انقلاب اسلامی سینما رکس آبادان توسط رژیم به آتش کشیده شد که کشته شدن ۳۷۷ نفر از هم وطنانمان را در پی داشت. رژیم قصد داشت با نسبت دادن این جنایت به نیروهای انقلابی، مردم را به ایشان بدبین کند.
البته تروریسم تنها منحصر به ایران نبوده و سابقه ترور علمای شیعه در سایر کشورها نیز وجود دارد از جمله در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ آیت الله سید حسن حسینی شیرازی در بیروت به شهادت رسید. وی از مجاهدین فی سبیل الله بود و تأسیس حوزه علمیه لبنان، تأسیس جمعیت جَماعةُ العُلما و حوزه علمیه زینبیه در سوریه، مناظره و گفتگو با بزرگان و دانشمندان سوری و مبارزه با رژیم بعث عراق را در کارنامه خود داشت.
همچنین در ۷ شهریور ۱۳۸۲ آیت الله سید محمد باقر حکیم، از علمای عراق و از بنیان گذاران مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و همچنین از بنیان گذاران حزب الدعوة الاسلامیة، بعد از حمله آمریکا به عراق هنگام خروج از حرم علوی بعد از اقامه نماز جمعه، در اثر انفجار بمب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
امروز سازمان مجاهدین خلق با وجود این همه جنایت و خونریزی و به شهادت رساندن انسانهای بیگناه و سایر مدافعان تروریسم در امن و امان در کشورهای اروپایی و آمریکا زندگی میکنند بدون این که از مجازات شدن هراسی داشته باشند و بلکه به ادامه فعالیت خود علیه حقوق بشر مشغولند. آمریکا و کشورهای پناه دهنده این جنایتکاران باید پاسخگوی خیانت خود به بشریت و حقوق بشر باشند.

قمار از پیشباخته دولت امریکا روی منافقین
وزیر امور خارجه جدید ترامپ هم که نامی مشابه پومپئوس ماگنوس مقام شوم بخت روم دارد، وسواس رئیس خود را به خوبی متوجه شده است. او در سخنرانی ماه ژانویه در قاهره جایی که اوباما 10 سال پیش از «شروعی جدید» برای جهان اسلام سخن گفته بود، مخاطبان را با نابود کردن تلاش های اوباما برای یافتن مسیری دیپلماتیک تر و موثرتر با ایران شوکه و رئیس خود را خرسند کرد. او 11 ماه مه در مراسم موسسه کلرمونت همچنان به تقبیح اقدامات رئیس جمهوری پیشین ادامه داد و در پیامی خطاب به کارکنان وزارت خارجه ادعا کرد: «اکنون به همان جایی بازگشته ایم که باید باشیم.»
اما این اعلام پیروزی پومپئو در برابر ایران صرفا با انگیزه خشنود ساختن رئیسش و تشدید وسواس او در رابطه با رئیس جمهوری پیشین صورت گرفته است. این سیاست گذاری هیچ هدفی جز منفعت طلبی شخصی را دنبال نمی کند. برای پیشبرد این سیاست گذاری هم ابزاری جز اتهام زنی ها، اولتیماتوم ها و اظهار همدردی ریاکارانه با شهروندان ایران وجود ندارد. پومپئو در برنامه ای در کتابخانه ریگان در ماه ژوئیه 2018 ایران را به رهبری «مافیا» متهم کرد. خشنود کردن رئیس شاید هدف ارزشمندی برای سیاست پومپئو در قبال ایران نباشد، اما دست کم قابل درک است. اما همچنان ربطی به ایران ندارد.

به نظر می رسد وزیر امور خارجه هیچ اطلاعات تاریخی ندارد. او ظاهرا هیچ علاقه ای به درک آنچه به بن بست کنونی در روابط ایالات متحده و ایران انجامیده است و می تواند در نتیجه اقدامات اشتباه هر یک از طرفین به درگیری بینجامد، ندارد. همچنین درک نمی کند که دیپلماسی ای که 40 سال جواب نداده، اکنون هم جواب نمی دهد. هیچ صحبتی از «درهای گشوده»، منافع مشترک یا نتیجه برد-برد نیست. تنها چیزی که به ایرانی ها پیشنهاد شده این است که تسلیم شوند.
ظاهرا پومپئو از بی توجهی، فریب، حرص و طمع و توجه به منافع شخصی که ایالات متحده را در فاجعه های ویتنام و عراق درگیر کرد نیز اطلاعی ندارد. این ماجراجویی های ناخوشایند هم به آن کشورهای بخت برگشته و هم به جامعه آمریکا آسیب های جبران ناپذیری وارد کردند. پومپئو که سابقه فعالیت در ارتش را داشته باید دست کم از دروغ ها و بی لیاقتی ای که به اعزام سربازان همرزم او به ویتنام و کشته شدن آنها در انجا انجامید، خبر می داشت. ارتش ایالات متحده به بررسی مجدد «درس های آموخته شده» از خوب یا بد پیش رفتن عملیات قبلی مشهور است. اما آیا پومپئو هرگز به جلسات برگزار شده درباره ویتنام یا عراق توجهی کرده است؟ او تصمیم دارد در برابر پیشروی دولت ترامپ در مسیری مشابه آنها در ارتباط با ایران ساکت بماند یا نقش مشوق را ایفا کند؟
اما به طور قطع نمی توان جان بولتون، مشاور امنیت ملی را به بی هدفی در قبال ایران متهم کرد. هدف او کاملا روشن است: سقوط جمهوری اسلامی در صورت لزوم با جنگ و جایگزینی آن با حامیان مالی او که گروه تروریستی عجیب و غریب مجاهدین خلق (منافقین) است.

نمایندگان اجارهای غرب برای منافقین!
همایش سالانه منافقین در خاک اروپا و با حضور تنی چند از مقامات امریکایی برگزار شد تا نمایشی از رویکرد غرب نسبت به ایران باشد. آنهایی که چندین دهه است عنوان «مجاهدین خلق» را دزدیدهاند، گرچه خشونتهای متعدد و تروریسم عریان علیه ملت ایران را عملی کردهاند،
اما این تنها فایده ناگزیر را هم برای مردم ایران داشتهاند تا ابزار شناخت غربیها باشند. غربیهایی که خود را در برابر افکار عمومی جهان، قهرمانان مبارزه با تروریسم معرفی میکنند، در برابر اصلیترین گروه تروریستی ضدایرانی، نه تنها مبارزهای نمیکنند بلکه تمام قد حامی آنان هستند، چه مالی و چه سیاسی.
مقامات اجارهای!
«منافقین» همایش سالانه خود را همواره با شرکتکنندگانی اجارهای اداره میکرد، بدین شکل که به کارتنخوابها و نیازمندان اروپایی پولهای کلان میداد تا برای چند ساعت روی صندلیهای سالن همایش بنشینند. روزنامه انگلیسی گاردین سال ۱۳۹۷ درباره نشست این گروهک در پاریس نوشته بود: «بخش زیادی از حاضران اتباع اروپای شرقی و پناهجویان سوریای بودند که با وعده سفر توریستی رایگان به پاریس، به محل برگزاری این تجمع منتقل شده بودند.»
منافقین البته نشان داد به خاطر اشتراک منافع با غربیها میتواند مقامات آنها را هم همچون کارتنخوابهای پاریس اجاره کند و به همایش خود بکشاند. چهار سال پیش و بعد از حضور جان بولتون، سیاستمدار امریکایی در همایش منافقین، روزنامه «واشنگتن پست» یادداشتی را در مورد او منتشر کرد.
نویسنده در این یادداشت، ضمن اشاره به اینکه گروهک منافقین مبالغی را به مقامات مختلف امریکایی پرداخت کرده است تا از آنها حمایت و در همایشهایشان سخنرانی کنند، نوشت: «یک مقام سابق وزارت خارجه امریکا که در امور ایران فعالیت میکرد، به من گفت که بولتون نیز از این گروه پول دریافت کرده است.» واشنگتن پست با تأکید بر ارتباط نزدیک جان بولتون با گروه تروریستی منافقین، نوشت که او با تلاشهایش در سال ۲۰۱۲ توانست نام این گروه را از فهرست سازمانهای تروریستی امریکا خارج کند.
این روزنامه با بیان اینکه گروهک منافقین در نظر مردم ایران به خاطر جنایتها و ایستادن در کنار دشمن، به شدت منفور است، افزود: «اما این کار بولتون هم نتوانست نظر آنها را درباره این گروه تغییر دهد.»

شبکه «ان. بی. سی» چند سال پیش در گزارشی اختصاصی به روابط میان گروهک منافقین و سیاستمداران امریکایی پرداخته بود. در بخشی از آن گزارش آمده بود: «اکنون، مجاهدین خلق هزاران دلار به سیاستگذاران امریکایی میپردازد تا در مراسمهای این گروه سخنرانی کنند.»
«جوان استوکر» دبیر نشریه «دیفنس پست» که سالهاست بر فعالیتهای این گروه متمرکز است، به ان. بی. سی گفته است که بر اساس برآورد او، «جان بولتون» دهها هزار دلار از این گروهک پول دریافت و در ازای آن، برای آنها تبلیغ کرده است. نشست امسال این گروهک تروریستی به صورت مجازی برگزار شد و افرادی از قبیل مایک پمپئو وزیر خارجه سابق، باب منندز رئیس کنونی دموکرات کمیته روابط خارجی سنای امریکا و برخی وزرای خارجه و دفاع پیشین فرانسه و انگلیس در آن علیه مردم ایران عقدهگشایی کردند.
انتقاد ۲ تحلیلگر امریکایی از حضور مقامات این کشور در همایش منافقین
حالا و با شرکت دو عضو کنگره امریکا در همایش مجازی منافقین، این حضور مورد نقد و اعتراض دو تحلیلگر امریکایی قرار گرفته است. «مکس آبرامز» استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد امریکایی در زمینه مسائل مربوط به تروریسم که سابقه فعالیت در مرکز امنیت سایبری و داخلی اندیشکده «شورای روابط خارجی» را دارد، به نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او در دو پیام توئیتری به مواضع دولت امریکا و دستگاه حاکم بر مواضع دموکراتها و جمهوریخواهان در واشنگتن در قبال گروهک تروریستی منافقین تاخت.
مکس آبرامز به توئیت یک خبرنگار مسائل ایران درباره سخنرانی وزیر خارجه سابق امریکا در این نشست پاسخ داد. آن خبرنگار نوشته بود: «مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق ایالات متحده یکی از سخنرانان نشست سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) در برلین بود. ایرانیهای بسیاری از این گروه که قبلاً در لیست سازمانهای تروریستی ایالات متحده بود، تنفر دارند.»
آبرامز، کارشناس مسائل مربوط به تروریسم در پاسخ به این توئیت نوشت: «آنها (گروهک تروریستی منافقین برای امریکا) باارزشتر از آن هستند که تروریست باشند.» این تحلیلگر امریکایی در توئیت دیگری درباره گروهک تروریستی منافقین نوشت: «وقتی موضوع تغییر رژیم مطرح باشد، سیاست ایالات متحده این بوده است که به معنای واقعی کلمه با هر کسی غیر از خود آن رژیم همسویی کند، صرفنظر از اینکه آنها از حمایت داخلی کمی برخوردار باشند، زنان را سرکوب کنند و حتی اسمشان القاعده باشد.»
«دنیل دوپتریس» یکی دیگر از تحلیلگران امریکایی مستقر در واشنگتن است که به حضور مقامهای کنونی و سابق این کشور در نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او عضو اندیشکده امریکایی «اولویتهای دفاعی» و ستوننویس بخش سیاست خارجی در «نیوزویک» است. دنیل دوپتریس در یک توئیت با استهزا نوشت: «تصورش را بکنید که یک نفر «کارشناس» مسائل ایران باشد و فکر کند سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) یک جنبش اپوزیسیون مردمی و مشروع است و دولت ایالات متحده باید از آن حمایت کند. اوه خدای من.»

شرم بر دولتی که با دولت رئیسی مذاکره کند!
«استفان هارپر» نخستوزیر پیشین کانادا که سابقه طولانی در لفاظیها و اقدامات ضدایرانی دارد هم در همایش منافقین شرکت کرد و یک سخنرانی ضدایرانی انجام داد. هارپر که در جریان سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ نخستوزیری کانادا را بر عهده داشت، پیش از این در موضوع مذاکرات هستهای ایران، ضمن ادامه مواضع به شدت ضدایرانی خود، کاملاً مواضعی هماهنگ با «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده بود.
اظهارات جدید هارپر در کنفرانس سالانه منافقین با موضوع «اجلاس جهانی ایران آزاد» مطرح شد و بیستودومین نخستوزیر کانادا در این اجلاس ضدایرانی پیروزی آیتالله «ابراهیم رئیسی» در انتخابات ریاستجمهوری ایران را نشانهای از تشدید افراطگرایی در ایران توصیف کرد. هارپر در بخشی از سخنان خود با توهین به هر دولتی که با دولت آیتالله رئیسی همکاری کند، ادامه داد: «شرم بر هر دولتی در جهان که بنشیند و سعی کند در خصوص هر موضوعی با دولت تحت ریاست ابراهیم رئیسی مذاکره کند.»
مواضع دولت هارپر علیه جمهوری اسلامی به اندازهای تند بود که روابط اتاوا و تهران در دوران دولت محافظهکار وی قطع شد. در کنفرانس سالانه منافقین، بسیاری از مقامهای سابق از جمله «مایک پمپئو» وزیر خارجه دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور سابق امریکا لفاظیهایی را علیه ایران مطرح کردند. گزارشها حاکی از آن است که در اجلاس مجازی فوق، «یانز یانشا» نخستوزیر اسلونی، پمپئو و برخی نمایندگان کنگره از جمله «رابرت منندز»، «تد کروز»، «بن کاردین» و «کوین مک کارتی» و دیگر افراد سخنرانی کردند. پمپئو در این نشست بر لزوم پیشبرد تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران تأکید و از این تریبون برای دفاع از مواضع ضدایرانی دولت ترامپ نیز استفاده کرد.

کنفرانس جلادان با پوشش سعودی
گردهمایی سالیانه گروهک منافقین در حالی برگزار شد که اعضای این گروهک به دلیل کرونا کنفرانس را بهصورت آنلاین برگزار کردند و نکته قابل توجه آن، پوشش زنده مراسم توسط شبکه ماهوارهای ایران اینترنشنال بود.
البته جدای از پوشش زنده گردهمایی توسط شبکه اینترنشنال که تلاش کرد به نوعی تبعات عدم برگزاری حضوری این مراسم را با پخش زنده آن جبران کند، در روزهای اخیر شایعه مرگ مریم رجوی سرکرده گروهک منافقین در فضای مجازی نیز از جمله اقدامهایی بود که در راستای کمک به دیده شدن این نشست صورت گرفت.
نشست منافقین در حالی با وجود اعلام مرگ مریم رجوی و به گفته آنان با هدف حمایت از قیام مردم ایران و پشتیبانی از کانونهای شورشی برگزار شد که مریم رجوی در این مراسم حضور یافت و حضور و سخنرانی وی در مراسم به نوعی مهر تأییدی بر این فرضیه که منافقین از خبر مرگ رجوی در راستای تبلیغات رسانه ای و مطرح شدن بهره برده اند، بود. گرچه با توجه به خط مشی و رفتاری که گروهک منافقین در دهه های اخیر مبنی بر پنهان کاری و مخفی نگه داشتن بسیاری از اطلاعات و اخبار خود داشته، بدیهی بود که انتشار خبر مرگ مریم رجوی آن هم در آستانه برگزاری کنفرانس سالیانه آن به نوعی ترفند رسانه ای و روانی باشد.

اینترنشنال؛ جاده صاف کن دشمنی منافقین با جمهوری اسلامی
مریم رجوی ضمن اینکه در سخنرانی اش به نوعی مواضع قبلی گروهک منافقین نسبت به جمهوری اسلامی را تکرار کرد و در بخشی از اظهارات خود نیز عبارت «اعدام نکنید» را که به هشتگ مردم ایران برای نقض حکم اعدام سه تن از بازداشتی های آبان ۹۶ مرتبط بود، به کار برد.
گرچه بسیاری از کاربران با انتشار پیام هایی نسبت به این موضعگیری و اظهارات مریم رجوی واکنش نشان داده و انتقاد کردند، اما هماهنگی و همراهی این روزهای شبکه سعودی اینترنشنال با گروهک منافقین، پخش زنده سخنان رجوی و قرار دادن هشتگ «اعدام نکنید» در بالای صفحه تلویزیون خود، موجب شد تا بسیاری عنوان کنند که اینترنشنال به جاده صاف کن مسیر دشمنی های منافقین با جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
در همین رابطه، یکی از کاربران توییتر در پیامی نوشت: بار دیگر برای تمام آنان که از توهم توطئه سخن میگویند؛ چشم انداز اسرائیل، سعودی و ابوظبی برای ایران، جنگ داخلی و تجزیه است. حمایت آشکار صاحبان ایران اینترنشنال از مجاهدین خلق تنها نوک این کوه یخی است.
همخوانی کامل پخش زنده گردهمایی با دستور کار سیاسی اینترنشنال
البته در بین موج انتقادها نسبت به همسویی اینترنشنال با مواضع ضد ایرانی گروهک منافقین، واکنش فعالان رسانه ای مخالف جمهوری اسلامی نیز دیده می شد.
میثم بهروش، کارشناس بی بی سی فارسی در همین باره نوشت: « ایران اینترنشنال سرانجام ویترین وطنپرستی و اینها را که خیلی ادعایش را میکنند کنار گذاشت و رفت سراغ ارتقای مجاهدین. البته جای تعجب نداره و دیر یا زود اتفاق میافتاد. پخش زنده گردهمایی مجاهدین با دستور کار سیاسی شبکه و خط فکری سرمایهگذاران سعودی آن همخوانی کامل داره».
یا حتی لیلی بازرگان، خبرنگار سابق ایران اینترنشنال نیز در توییتی خبر داد هرکس با پوشش نشست منافقین در شبکه اعتراض می کرد، بلافاصله اخراج و یا استعفا داده می شد.
ایران اینترنشنال در حالی ادعای تمرکز بر بازتاب اخبار سیاسی و اجتماعی داخل ایران را دارد که مالک اصلی آن تبعه عربستان است و براساس برخی منابع خبری، بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری این شبکه توسط عربستان تأمین می شود و در طول عمر خود به اقدامهای ضد ایرانی هچون پوشش آنلاین مراسم گردهمایی منافقین، تریبون دادن به گروهک تروریستی الاحوازیه، حمایت از گروهک تروریستی پژاک و پوشش همه جانبه همایش تجزیه طلبان دست زده است.
همسویی اینترنشنال با مواضع منافقین در حالی است که به اذعان بسیاری، عربستان در طول این سالها همواره یکی از حامیان اصلی گروهک مجاهدین خلق بوده و حضور برخی مقامات آن همچون ترکی الفیصل، رئیس پیشین دستگاه اطلاعات این کشور در نشست سالانه منافقین نیز دلیلی بر این مدعاست.
لابی صهیونیستی و عربستان در غرب، حامی مجاهدین خلق هستند
در همین رابطه، ابراهیم خدابنده عضو جدا شده از گروهک منافقین در گفت و گویی با قدس، موضوع حمایت های عربستان از منافقین را تأیید و تصریح کرد: منابع مالی سازمان مجاهدین خلق از جمله مواردی بود که هیچکس حق کنکاش درباره آن را نداشت. صرفاً گفته می شد از طریق کمک های مردمی تأمین می گردد که البته کسی آن را باور نمی کرد. در جایی که کنگره آمریکا رسماً بودجه های کلان برای کمک به اپوزیسیون ایران تصویب می کند و دشمنی اسرائیل و عربستان سعودی با ایران کاملا آشکار است، منابع مالی فرقه رجوی کاملاً قابل حدس است.

وی افزود: زمانی که عبدالله، ولیعهد عربستان سعودی بود از مسعود رجوی که در عراق حضور داشت برای انجام مناسک حج دعوت کرد. رجوی با هیئت همراه به حج رفت. جالب توجه است که در این مراسم، رجوی و همراهان برای خوشامد میزبان احرام خود را به شیوه آنان بستند. تنها میزان طلایی که به عنوان هدیه در این سفر به مسعود رجوی داده شد، قابل حمل با هواپیما نبود و با چندین کامیون به عراق حمل گردید و تا سالها بعد در بازارهای اردن فروخته می شد.
مدیر عامل انجمن حقوق بشری نجات گفت: نقطه قوت سازمان مجاهدین خلق در همه حال شگردها، امکانات و ابزار جنگ روانی و عملیات رسانه ای بوده و هست. اگر دقت کنید نقطه برتری رژیم اسرائیل و عربستان سعودی هم در فضای بین المللی همین موضوع است. عمده رسانه های مطرح به زبان انگلیسی به نوعی به صهیونیست ها و عمده رسانه های مطرح به زبان عربی به نوعی به سعودی ها مرتبط هستند و این رژیم ها هزینه های هنگفتی در این زمینه می کنند. جالب است بدانید که لابی اسرائیل و لابی سعودی ها در غرب در واقع همان لابی حامی مجاهدین خلق هم هستند.

فرقه رجوی منویات آمریکا، اسرائیل و عربستان را اجرا میکند
خدابنده اظهار کرد: فرقه رجوی مانند همه فرقه های مخرب کنترل ذهن، اعضای خود را منزوی نموده و ارتباط با دنیای خارج به خصوص دوستان و خانواده را ممنوع کرده است. در حال حاضر که سازمان مجاهدین خلق دستش از داخل کشور کوتاه شده، به فضای مجازی رو آورده است. فرقه رجوی به دنبال جذب توده ای نیست و مردم ایران هرگز مخاطب تبلیغاتش نیستند، بلکه صرفاً منویات کاخ سفید، تل آویو و ریاض را اجرا و دنبال می کند.
وی اظهار کرد: خبری از کمپ گروهک در آلبانی بیرون آمد که مجاهدین خلق هزار دستگاه کامپیوتر وارد کرده اند. افراد اسیر شده مدام پشت این کامپیوترها می نشینند و با ده ها حساب جعلی در فضای مجازی به تبلیغ علیه نظام و جذب مخاطبان خاص می پردازند. در این حساب ها هرگز نامی از مجاهدین خلق برده نمی شود. از صدها نفر حاضر در فضای مجازی که با اعضای ناشناس گروهک ارتباط می گیرند، ممکن است یک نفر به دام بیفتد و سپس روی او کار می کنند و با تکنیک های خاص روانی و شستوشوی مغزی، وی را وادار به انجام کارهای جاسوسی یا حرکات ایذایی می نمایند.
اتحاد داعش و منافقین برای آموزش نیرو
چندروز پیش سازمان راهبردی کالچر آمریکا در گزارشی که روز پنجشنبه در رسانههای عراقی بازتاب یافت، نوشت:آمریکا و ناتو همچنین به سازمان تروریستی منافقین برای ایجاد پایگاهی تحت محافظت شدید در آلبانی و در شهر مانز در نزدیکی تیرانا یاری رسانده اند.
در ادامه این گزارش آمده است که بعید نیست عناصر مجاهدین خلق در جنگ علیه دولتهای عراق و سوریه به داعش پیوسته باشند چرا که از نظر آنان داعش یک همپیمان طبیعی برای مبارزه با بغداد و دمشق به شمار میآید و دستگاههای اطلاعاتی غرب میدانند که میان داعش و مجاهدین خلق همپیمانی وجود دارد.

فرانسه هم خدا را میخواهد هم خرما!
با توجه به کارنامه سراسر جنایت و خشونتورزی این گروهک تروریستی و به شهادت رسیدن حدود ۱۷ هزار ایرانی توسط اعضای آن، صدور مجوز برگزاری میتینگ به آنها از سوی دولت فرانسه اقدامی تعجببرانگیز است که هر ساله تکرار میشود.
این رفتار تروریستپرورانه دولت فرانسه با اعتراض ایران نیز مواجه شده است. سید عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر امور خارجه، طی پنجمین دور گفتگوهای سیاسی دوجانبه با هیئت فرانسوی به ریاست «مونتاین» دبیرکل وزارت خارجه این کشور، نسبت به استمرار حضور منافقین و فعالیت آنان در خاک فرانسه اعتراض کرد و خواستار ممانعت از اقدامات این گروه تروریستی در فرانسه شد.
اما فرانسویها برای بار نخست نیست که قرار است آغوش خود را به یکی از متوحشترین گروهکهای تروریستی تمام تاریخ یعنی گروهک منافقین باز کنند؛ سرکردگان جنایتکار منافقین چندین سال است که در پاریس روزگار میگذرانند و با بودجههای اهدایی دول غربی، ضمن برگزاری میتینگهایی، به توطئهچینی علیه ملت ایران مشغولاند.
اواخر آذرماه سال گذشته، دولت فرانسه برای چندمین بار طی سالهای اخیر به گروهک تروریستی منافقین مجوز تجمع داد. تجمعی که در در میدان انولید پاریس در کنار وزارت خارجه فرانسه برگزار شد و قابل تامل آنکه «ژان پیر میشل» سناتور سابق فرانسوی نیز در این تجمع سخنرانی کرد.




